تو آسمون خوشه ی نور
اما یه بمب خوشه ای
آدما هر کدوم یه جور
خزیده به یه گوشه ای
دنیا دیگه پر شده از
بمب و جنایت و ترور
آدما دارن می میرن
یکی یکی و گر و گر
از آزادی حرف می زنن
میرن و زندون می سازن
آدمای مسلح ِ
تا بن دندون می سازن
وقتی به چرچیل عزیز
جایزه ی صلحُ میدن
از جنایتهاش تو جهان
هیچی به هیچ کی نمی گن
یه روزی این جا آتیشه
یه روزی اون جا رو هوا
با آتیش و بمب می کنن
آدما رو بی دست و پا
تو آتیش جنگ می سوزی
فرقی نداره خشک و تر
ناله تو فریاد یه بمب
همیشه بوده بی اثر
تو آسمون خوشه ی نور
اما یه بمب خوشه ای
آدما هر کدوم یه جور
خزیده به یه گوشه ای
جدایی نادر از سیمین ادامه ی مسیر سقوط اصغر فرهادی است که از درباره ی الی... شروع شد و گویا بعد از این هم ادامه دارد . سینمایی که منتقدان بسیار تحویلش گرفتند ولی درواقع چیزی جز ادا و اطوار نیست. تلاش بی امان فرهادی برای آن که تمامی ایرانیان را دروغگو معرفی کند فیلم را تا مرز نابودی پیش برده. فرهادی که گویا همچون میشاییل هانکه از این ابایی ندارد که کودکان را هم غرق در گناه نشان دهد در رویکردی بسیار جالب کودکی را تا مرز کشتن پیرمردی پیش می برد و کودکی دیگر را در ارائه ی شهادت دروغ موفق نشان می دهد.
این وسط حفره های فیلمنامه هم خیلی جالب اند.مثلاٌ راضیه به خاطر رفتن سیمین از خانه؛ نگهداری از پدر نادر را بر عهده می گیرد ولی فراموش نکنید که سیمین از قبل هم شاغل بوده ، ترمه هم که مدرسه می رفته و نادر هم که شکر خدا کارمند است پس حتماٌ پدر نادر تا پیش از این در خانه تک و تنها تا ظهربرای خودش می گشته! مورد دیگر ، پنهان کردن قضیه ی تصادف است که رو کردن آن در اواخر فیلم (آن هم فقط از طریق دیالوگ) هیچ توجیهی نمی تواند داشته باشد . این مورد را با پنهان کاری مرد خائن در فیلم فوق العاده ی چهار شنبه سوری مقایسه کنید . در حالی که کد های بسیاری در چهار شنبه سوری برای خائن بودن مرد وجود دارد در جدایی نادر از سیمین کارگردان به صدای تصادف و نشان دادن درد کشیدن راضیه (ساره بیات) بسنده کرده تا از طریق کیفیتی گذرنده و رونده از مخاطبان بخواهد که خودشان بفهمند قضیه از چه قرار است ! با دیدن این فیلم مطمئن باشید که به تمامی گناهکاران حق میدهید و نتیجه می گیرید که همه ی ما در همان شرایط همان کارها را می کنیم . باور کنید همه حق دارند دروغ بگویند ، زنی را به خاطر تهمتی ناروا هل بدهند و هر جا که کم آوردند از قسم و قرآن استفاده کنند و این وسط من خیلی باید احمق باشم که می پرسم آموزه های قرآن در زندگی نادر ( لجبازی هایش با همسرش، تهمت زدن به راضیه و دروغ گویی اش به خاطر پدر و دخترش) چه جایگاهی دارد ؟
نکته ی دریغ انگیز دیگر از دست رفتن بازیگران خوب در فیلم های فرهادی است . او که زمانی از ترانه علی دوستی و هدیه تهرانی در فیلم های شهر زیبا و چهارشنبه سوری بازی های خیلی خوبی گرفته بود حالا اصلاٌ حواسش به این نیست که رفتارهای شهاب حسینی در بعضی لحظات جدایی نادر از سیمین چقدر خنده دار است ! این جنس عصبی بودن بیشتر متناسب یک کمدی اسلپ استیک است نه درامی رئالیستی .
با وجود نکات منفی جدایی نادر از سیمین نکات مثبت فیلم بسیار بیشتر است. سارینا فرهادی وکیمیا حسینی بهترین بازی های فیلم را ارائه داده اند به گونه ای که بازی بزرگتر ها یی مثل پیمان معادی و لیلا حاتمی گاهی زیر سایه ی بازی های آن ها قرار می گیرد . در میان بزرگترها بازی ساره بیات آنقدر قدرتمند است که می تواند تمامی کاستی های شخصیت راضیه را در فیلمنامه پنهان کند.
با این که فیلم از ساختن کلیتی منسجم ناتوان است ولی تک سکانس های فوق العاده اش کم نیست. سکانسی که در آن نادر پدرش را به پزشکی قانونی می برد و درنهایت از این سؤ استفاده پشیمان می شود یکی از محدود لحضات فیلم است که بارقه ای از یک شخصیت اخلاقی را می توان در نادر پیدا کرد. سکانس های دادگاه نیز در نوع خود کاملاٌ باورپذیرند.کافی است این سکانس ها را با سکانس های مشابه در دیگر فیلم ها مقایسه کنید تا اهمیت کار فرهادی بیشتر آشکار شود .
فیلمنامه جزئیاتی دارد که در بسیاری از فیلم های دیگر نمی توان پیدا کرد. رعایت روابط علت و معلولی در حوادث آنقدر ظریف است که به طرفداران فرهادی حق می دهیم این قدر این فیلم را دوست داشته باشند و صد البته به آن ها این حق را نمی دهیم که مشکلات فیلمنامه را نادیده بگیرند. زمان بندی اغلب اتفاقات در فیلمنامه ی جدایی نادر از سیمین آن قدر خوب است که با خودمان فکر می کنیم مثلاٌ پرت شدن مرضیه از راه پله چند دقیقه قبل یا بعد از این نمی تواند صورت بگیرد ، یا این که بسیاری از دیالوگ ها را نمی توان پس و پیش برد. البته مشکل اصلی فیلمنامه همچنان این است که نمی تواند (به جز درمورد ترمه و سیمین) شخصیت خلق کند و شاید علتش این باشد که تمرکز فرهادی آن قدر بر روابط علت و معلولی و حوادث بوده که در نهایت نه قرآن در دست گرفتن نادر را باور می کنیم و نه امتناع راضیه از قسم دروغ را.
از این که جدایی نادر از سیمین در ایران و جهان دیده شده و جوایز خوبی کسب کرده ( به خصوص جوایز جشنواره ی برلین) خوشحالم و معتقدم که فرهادی مستحق بیشتر از این هاست . به هر حال او جزء معدود کارگردانان ایرانی است که واقعاٌ کارگردانی بلد است . از طرفی نمی توانم این را پنهان کنم که جدایی نادر از سیمین را بسیار دوست دارم و افسوس که این جنس دوست داشتن مثل این است که کسی را دوست داریم ولی نمی توانیم باورش کنیم . برای من که چهارشنبه سوری را بیشتر از هر فیلم ایرانی دیگری عاشقم خیلی سخت است که ببینم هیچ کدام از بازی های فیلم جدایی نادر از سیمین به گرد پای بازی هدیه تهرانی در چهارشنبه سوری نمی رسد . دلم لک زده برای سکانس هنرمندانه ی آسانسور در چهار شنبه سوری یا برای کودک معصوم آن فیلم که اگر در همین جدایی نادر از سیمین می بود بی شک فاجعه ای را رقم می زد.
گاهی نتیجه ی معکوس می دهد
آن بنده ای که خم شده در پیش پادشه
بر دست های خونی او
بوس می دهد
تو آن دست طلب هستی که از پا در نمی آید
سال تولید: 1968
امريکا / ترسناک / تريلر
رنگي / 137 دقيقه
بازيگران عمده: ميا فارو، جان کاساوتيس، روت گوردون، سيدني بلکمر، موريس اوانز، رالف بلامي، پتسي کلي واليشا کوک.
کارگردان: رومن پولانسکي
۱بچه ی رزمری اکنون یک فیلم کلاسیک و شاخص تاریخ سینما و از معدود آثار سینمای وحشت است که توانسته نظر نخبگان را نیز به خود جلب کند . بسیاری از کارگردانان سینمای وحشت معاصر نیز تحت تأثیر این فیلم قرار دارند و حتی در مواردی مثل وس کریون ( جیغ و کابوس در خیابان الم) آشکارا به این مسیله اذعان داشته اند . کسانی که به ترس های بووومانند و سکانس های خشن در فیلم های وحشت معاصر عادت کرده اند ممکن است یک ساعت اول فیلم برایشان ملال آور به نظر بیاید و تماشای آن را رها کنند که در این صورت یک ساعت بعدی و سکانس درخشان رویارویی رزمری با کودکش را از دست می دهند .
ادامه مطلب...
آزادی
این بار برای گفتن از آزادی
نه گل سرخ بیاور
نه تفنگ
از چپ و راست هم نه
از همین روبه رو بیا
بیا به اتاقی بی آینه
در دنجترین گوشه ی جهان برویم
این بار برای گفتن از آزادی
باید او را پشت در جا بگذاریم
محسن خیابانی
